شعر

خرید بک لینک

من به آرزوهايم ، دل باختم
نه به تو

تو اصلا وجود نداري

که چشم هاي آبي هم داشته باشي

و يا در زنبيلت

آفتاب حمل کني

اگر ملکه اي از تو ساختم
به خاطر اين بود

که فکر مي کردم

تو مي تواني

مرا به آرزوهايم برساني همين

............................................

اگر مرا دوست نميداري
دوست نداشته باش

من هرطور شده

خودم را ازين تنگنا نجات ميدهم

اما دوست داشتن را فراموش نکن
عاشق ديگري باش

اين ترانه نبايد به پايان برسد

سکوت آدمها را ميکشد

اين چشمه نبايد بند بيايد
ميخکهايي که در قلبها شکوفا شدهاند

از تشنگي ميخشکند

اگر دوستداشتن را فراموش نکني

تمام زيباييها را به ياد خواهي آورد

...........................................................

ميدانستم ديگر به آنجا برنمي گردم
در آخرين عکسها لبخند زدم

دشت را

به دست چشمه سپردم و

دريا را

به دست ابرها

و او را

به دست ماه و درخت توت

تا هميشه زيبا و شيرين بماند

بعد روياهايم را

برداشتم و آمدم

همين طور

روباه کوچکم را

همين روباه را

که دمش از شعرم بيرون زده است

نوع مطلب :
برچسب ها :

شعر...

ما را در سایت شعر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 3:11

صفحه بندی